دختران جوان و خرید از بازار
اخباررضا: امروز هم مثل دیروز بازار خیلی خلوت و معمولی بود. امروز مدارس ابتدایی و راهنمایی به علت آلودگی زیاد هوا تعطیل بود و مادرها دست دختران کوچولو را گرفته بودند و برای تفریح به بازار آمده بودند.بله رفتن به مراکز خرید بزرگ در سطح شهر و خصوصا بازار یکی از تفریحات کمابیش سالم در این وادی به شمار می رود و این مترادف است با دردسرهای فراوان برای فروشندگان و صاحبان اصناف مختلف
دختران جوان و خرید از بازار: یکی از مهمترین مشکلات ما فروشندگان عرضه البسه به دخترخانمهای جوانان و اساسا تینیجرهاست.دختران بیشماری هر روزه تنها و یا به همراه دوستانشان جهت خرید و یا بهتر بگویم برای دیدن اجناس جدید و نه خرید آن به بازار می آیند . این مسئله در بدو امر اساسا مشکلی ایجاد نمی آید و در ظاهر عمل خوبی است اما با توجه به روحیات خاص این رده سنی دختران که بین 15 الی 24 سال سن دارند مشکلات عدیده ای را برای مغازه داران ایجاد می نماید.دختران جوان که تا دیروز لباس تنشان را مادرشان برایشان انتخاب می کرد اکنون با استقلال نسبی که برای خود کسب کرده اند ( چه استقلال مالی و چه استقلال عقیدتی ) بدون تجربه لازم وارد بازار می شوند و اغلب ایده آل هایی را در ذهن خود می پرورند و انتظار دارند که طبق میلشان همگان با ایشان رفتاربنماید.اغلب این دختران طبعی بسیار متغییر و اصطلاحا دمدمی مزاج هستند و بنده شخصا از سرویس دهی به این گروه سنی که تنها برای خرید به بازار می آیند امتناع می نمایم.زیرا ایشان اولا بسیار مشکل پسند و ثانیا پر توقع هستند و ثالثا از آنجایی که برای بارهای نخست خود اقدام برای خرید برای خود می کنند برای اثبات توانایی های خویش در خرید در برابر خانواده و خویشان و دوستان وآشنایان بسیار سخت گیرو حساس ودر پاره ای از موارد بسیار ساده لوحانه عمل می نمایند.نمونه های بسیاری را در مخیله خود از طرز برخورد خانمهای جوان در برابر خود دارم که مجال بازگویی تمامی این تجربیات وجود ندارد اما تنها به یک مسئله که امروز با آن برخورد کردم بسنده می نمایم.امروز دو دختر جوان یکی با حجاب کامل و دیگری با مانتو وارد مغازه شدند و تقاضای پوشیدن دامنی رااز بنده نمودند من در پاسخ به درخواست ایشان چنین عنوان نمودم که امکان پرو به علت عدم وجود اتاق پرووجود ندارد که با واکنش جالب یکی از این دو بانو مواجهه شدم.اگه اندازم نشد چی؟ و من در پاسخ از ایشان خواستم که با متر دور کمر خود را اندازه گرفته تا بنده دامن مورد نظر را برایشان بیاورم در کمال تعجب و پس از دقایقی ایشان اعلام نمودند که روش اندازه گیری دور کمر خود را نمیدانند با اجازه از ایشان خواستم که بنده مبادرت به اندازه گیری بنمایم که با پاسخ مثبت خانم چادری مواجه شدم دور کمر خانم چادری را اندازه گرفتم و دامنی با سایز مطلوب را در اختیار ایشان قرار دادم.اما باز هم نمی توانستم آن خانم در برابر این پرسش که اندازه دامن کاملا سایز ایشان است قانع بنمایم از روش های متعددی جهت اطمینان خاطر ایشان استفاده کردم تا آن خانم محجبه قانع شدند دامن موردنظر کاملا اندازه ایشان است حتی در برابر تقاضای تعویض سایز در صورت تنگی و یا گشادی دامن موافقت کرده تا اینکه پس از نیم ساعت چک و چانه زدن بر سر قیمت دامن مورد نظر را در کیسه ای نایلونی قرار داده و با شمردن وجه و سپردن ایشان به درگاه یزدان پاک کار را تمام شده فرض نمودم.اما زهی خیال باطل که تنها پس از سپری شدن ساعتی بازهم چشمان ما بر جمال ایشان منور گردید و خانم چادری دامن را به روی میز کار افکند گفت: دوستم از رنگ دامنه خوشش نمیاد؟؟!!!در جواب گفتم مگه شما نمی خواهید دامن را بپوشید و آیا شما هم خوشتون نیومده.ایشان در جواب بنده فرمودند که آخه نظر دوستمم مهمه. و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
حق یارتان باد
دختران جوان و خرید از بازار: یکی از مهمترین مشکلات ما فروشندگان عرضه البسه به دخترخانمهای جوانان و اساسا تینیجرهاست.دختران بیشماری هر روزه تنها و یا به همراه دوستانشان جهت خرید و یا بهتر بگویم برای دیدن اجناس جدید و نه خرید آن به بازار می آیند . این مسئله در بدو امر اساسا مشکلی ایجاد نمی آید و در ظاهر عمل خوبی است اما با توجه به روحیات خاص این رده سنی دختران که بین 15 الی 24 سال سن دارند مشکلات عدیده ای را برای مغازه داران ایجاد می نماید.دختران جوان که تا دیروز لباس تنشان را مادرشان برایشان انتخاب می کرد اکنون با استقلال نسبی که برای خود کسب کرده اند ( چه استقلال مالی و چه استقلال عقیدتی ) بدون تجربه لازم وارد بازار می شوند و اغلب ایده آل هایی را در ذهن خود می پرورند و انتظار دارند که طبق میلشان همگان با ایشان رفتاربنماید.اغلب این دختران طبعی بسیار متغییر و اصطلاحا دمدمی مزاج هستند و بنده شخصا از سرویس دهی به این گروه سنی که تنها برای خرید به بازار می آیند امتناع می نمایم.زیرا ایشان اولا بسیار مشکل پسند و ثانیا پر توقع هستند و ثالثا از آنجایی که برای بارهای نخست خود اقدام برای خرید برای خود می کنند برای اثبات توانایی های خویش در خرید در برابر خانواده و خویشان و دوستان وآشنایان بسیار سخت گیرو حساس ودر پاره ای از موارد بسیار ساده لوحانه عمل می نمایند.نمونه های بسیاری را در مخیله خود از طرز برخورد خانمهای جوان در برابر خود دارم که مجال بازگویی تمامی این تجربیات وجود ندارد اما تنها به یک مسئله که امروز با آن برخورد کردم بسنده می نمایم.امروز دو دختر جوان یکی با حجاب کامل و دیگری با مانتو وارد مغازه شدند و تقاضای پوشیدن دامنی رااز بنده نمودند من در پاسخ به درخواست ایشان چنین عنوان نمودم که امکان پرو به علت عدم وجود اتاق پرووجود ندارد که با واکنش جالب یکی از این دو بانو مواجهه شدم.اگه اندازم نشد چی؟ و من در پاسخ از ایشان خواستم که با متر دور کمر خود را اندازه گرفته تا بنده دامن مورد نظر را برایشان بیاورم در کمال تعجب و پس از دقایقی ایشان اعلام نمودند که روش اندازه گیری دور کمر خود را نمیدانند با اجازه از ایشان خواستم که بنده مبادرت به اندازه گیری بنمایم که با پاسخ مثبت خانم چادری مواجه شدم دور کمر خانم چادری را اندازه گرفتم و دامنی با سایز مطلوب را در اختیار ایشان قرار دادم.اما باز هم نمی توانستم آن خانم در برابر این پرسش که اندازه دامن کاملا سایز ایشان است قانع بنمایم از روش های متعددی جهت اطمینان خاطر ایشان استفاده کردم تا آن خانم محجبه قانع شدند دامن موردنظر کاملا اندازه ایشان است حتی در برابر تقاضای تعویض سایز در صورت تنگی و یا گشادی دامن موافقت کرده تا اینکه پس از نیم ساعت چک و چانه زدن بر سر قیمت دامن مورد نظر را در کیسه ای نایلونی قرار داده و با شمردن وجه و سپردن ایشان به درگاه یزدان پاک کار را تمام شده فرض نمودم.اما زهی خیال باطل که تنها پس از سپری شدن ساعتی بازهم چشمان ما بر جمال ایشان منور گردید و خانم چادری دامن را به روی میز کار افکند گفت: دوستم از رنگ دامنه خوشش نمیاد؟؟!!!در جواب گفتم مگه شما نمی خواهید دامن را بپوشید و آیا شما هم خوشتون نیومده.ایشان در جواب بنده فرمودند که آخه نظر دوستمم مهمه. و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
حق یارتان باد
